۱۰ اصل واجب در تربیت کودک

 
 

۱۰ اصل واجب در تربیت کودک

در هشدار نوع اول برنامه بعدی روزانه را به اطلاع کودک می رسانید. برای مثال به او اطلاع می دهید که به زودی باید آماده رفتن به رختخواب شود یا اینکه تا چند دقیقه دیگر سفره غذا پهن می شود. در هشدار نوع دوم رفتار نامناسب فرزندتان را به گوشزد می کنید و در واقع به او فرصت می دهید تا رفتار خود را تصحیح کند.

 

۱٫ تحسین و پاداش

بهترین پاداش برای کودکان تعریف، تمجید، تحسین و محبت شماست. استفاده از اسباب بازی و خوراکی های متنوع برای پاداش به کودکان الزامی نیست. شاید استفاده از تابلوی ساده ای که در آن ها رفتار خوب فرزندتان را با یک ستاره پاداش دهید، موثرترین تمجید از وی باشد.

۲٫ ثبات قدم و استمرار

وقتی مقرراتی را برای کودکتان تعیین می کنید، نباید آن را به سادگی تغییر دهید. اغلب والدین برای برقراری آرامش در خانه و یا پایان دادن به گریه فرزندشان، قوانین را نقض می کنند اما اگر قاعده ای را تعیین کردید، هیچ کس – پرستار بچه، همسرتان و حتی خود شما – نباید آن را نقض کند و همگی باید آن را محترم بشمارید. قانون وقتی قانون است که همه آن را رعایت کنند و در برابر آن مطیع باشند.

۳٫ برقراری روال معین  

نظم و روال شخصی را در خانه برقرار کنید. مهمترین اصل در برقراری روال معین در زندگی، تعیین وقت دقیق خوابیدن، بیدار شدن و غذا خوردن است. وقتی روال شخصی را در زندگی برقرار کردید، فقط در موارد خاص مانند زمان سفر و بیماری می توانید کمی انعطاف به خرج دهید.

 تربیت صحیح فقط با وجود نظم امکان پذیر است اما این فقط فرزند شما نیست که باید نظم را رعایت کنید بلکه تمام اعضای خانواده باید منظم باشند تا کودک منظم زندگی کند و امکان تربیتش فراهم شود. تعیین روال مشخص، چهارچوب برنامه خانواده است و باید آن را حفظ کرد اما افراط نکنید و عاقلانه انعطاف به خرج دهید چرا که بی شک خانه پادگان نیست.

۴٫ حد و حدود و خط قرمزها

کودکان باید به طور کامل با حد و حدود و خط قرمزها آشنا باشند و به وضوح بدانند چه کارهایی پذیرفته و کدام غیرقابل قبول هستند. با تعیین حد و حدود برای فرزندتان مشخص می کنید از وی چه انتظاری دارید و محدوده آزادی عمل او کجاست.

۵٫ نظم

حد و حدود و خط قرمزها با رعایت نظم امکان پذیر می شود و نظم یعنی نظارتی قاطعانه و عادلانه. برای برقراری نظم راه های متفاوتی مانند قاطعیت در صحبت کردن یا هشداری ساده با حرکت انگشت سبابه وجود دارد، اما نکته پراهمیت این است که هرگز نباید نظم را با استفاده از خشونت و تنبیه برقرار کنید.

۶٫ هشدارها

هشدار دو نوع است. در هشدار نوع اول برنامه بعدی روزانه را به اطلاع کودک می رسانید. برای مثال به او اطلاع می دهید که به زودی باید آماده رفتن به رختخواب شود یا اینکه تا چند دقیقه دیگر سفره غذا پهن می شود. در هشدار نوع دوم رفتار نامناسب فرزندتان را به گوشزد می کنید و در واقع به او فرصت می دهید تا رفتار خود را تصحیح کند.

۷٫ انتظارها

بهتر است به بچه هایتان بگویید که چه انتظاری از آن ها دارید و چه رفتاری را می پسندید. برای این منظور با آنان راجع به خواسته هایتان صحبت کنید اما از ارائه توضیحات اضافه، استدلال و پیچیده کردن موضوع پرهیز کنید و فقط نکته اصلی را به ساده ترین شکل ممکن بیان کنید. به خاطر بسپارید; توضیح های خود را متناسب با سن فرزندانتان بیان کرده و از آن ها سوال کنید، آیا متوجه شده اند که چرا چنین انتظاری از آنان دارید یا خیر، تا به تدریج نظم مورد نظر شما را بپذیرند.

۸٫ محدودیت ها

خونسرد بوده و بر اعصاب خود مسلط باشید. بی شک تصمیم نهایی بر عهده شما والدین است. نافرمانی را نباید با خشم و فریاد پاسخ دهید. همچنین اجازه ندهید کودکان به راحتی با اعصابتان بازی کنند.

۹٫ مسئولیت پذیری

کودکان در نهایت روزی بزرگ خواهند شد، پس به آنها اجازه رشد بدهید. به آن ها اجازه رشد بدهید. به آنها امکان دهید کارهای کوچک را خودشان به تنهایی انجام دهند و موفقیت های هرچند ناچیز به دست آورند تا اعتماد به نفسشان پرورش یابد و مهارت های زندگی و توانایی های اجتماعی در آنان تقویت گردد. اما دقت کنید که انتظارهای شما باید متناسب با سن و توانایی های کودک باشد، در غیر این صورت به جای برنده شدن، بازنده بودن را به کودک می آموزید.

۱۰٫ آسودگی خیال و آرامش

وقت اختصاصی برای تمام اعضای خانواده – حتی خود شما – از اهمیت فراوانی برخوردار است. علاوه بر آن آگاه باشید که قصه گفتن و در آغوش کشیدن کودک، روش های مناسبی برای آرام کردن او به شمار می آیند.

به دلیل آنکه توجه، ترکیبی از تایید کلامی و غیرکلامی است، اعضای خانواده باید از طریق گفتار و رفتار به یکدیگر اطمینان خاطر بدهند که برای همدیگر مهم و دوست داشتنی هستند و این قانون فقط شامل حال کودکان نمی شود بلکه در مورد والدین هم صادق است.

منبع: میگنا

اشتباه تربیتی که پدر و مادر ها مرتکب می شوند

اشتباه تربیتی که پدر و مادر ها مرتکب می شوند

 

تربیت کودکان,تربیت فرزند

تربیت کردن بچه‌ها، کار درستی است و اتمام حجت کردن، بعضی وقت‌ها، خیلی هم لازم است، اما قرار نیست همیشه، شما دستور بدهید و او هم گوش به فرمان‌تان باشد.

– «همین الان لباست رو بپوش؛ وگرنه اصلا بیرون نمی‌ریم»

– «باشه، پس خونه می‌مونیم!»

مکالمه عجیب و غریبی نیست. ممکن است شما هم از دو، سه سالگی فرزندتان به بعد، چندین و چند بار در همین موقعیت قرار گرفته باشید و وقتی می‌خواستید با پسر و دختر بازیگوش‌تان اتمام حجت کنید، آن‌ها با واکنش‌شان، شما را حیرت‌زده کرده باشند. تربیت کردن بچه‌ها، کار درستی است و اتمام حجت کردن، بعضی وقت‌ها، خیلی هم لازم است، اما قرار نیست همیشه، شما دستور بدهید و او هم گوش به فرمان‌تان باشد. در ادامه، با بزرگ‌ترین اشتباه‌هایی که هنگام تربیت فرزندان مرتکب می‌شوید و هم‌چنین روش درست جایگزین آن، آشنا می‌شوید.

۱٫دروغ گفتن

یکی از تله‌های تربیتی که والدین در آن می‌افتند، دروغ گفتن برای ترساندن بچه‌هاست. شاید شما هم برای این‌که فرزندتان، کاری را که از آن سرپیچی کرده، انجام دهد، به دروغ، محلی ترسناک را برایش توصیف کنید که همه بچه‌های بد و حرف‌گوش‌نکن به آن‌جا می‌روند. بعد، تهدید کنید که اگر آن کار را انجام ندهد، او را به آن مکان می‌فرستید. این موضوع، ذهن کودک شما را پر از ترس می‌کند و باعث می‌شود تا مدت‌های طولانی، از نزدیک شدن به بعضی مکان‌ها یا آدم‌های خاص، واهمه داشته باشد.  مادری را در نظر بگیرید که مجبور است سر کار برود و چون نمی‌خواهد دختر خواب‌آلودش، صبح زود و قبل از رسیدن به خانه مادربزرگ، یک گریه و زاری درست و حسابی راه بیندازد، به او می‌گوید: «اگر همین حالا ساکت نشی، می‌گم آقاپلیسه بیاد و ببردت زندان»! واضح است که از آن به بعد، دختر او، از تمام پلیس‌های شهر می‌ترسد.

روش درست: دروغ‌های مصلحتی، ممکن است گاهی به یاری‌تان بیایند و ترساندن کودک، به شما کمک کند تا او، حرف‌شنوی بیش‌تری داشته باشد، اما توصیه همیشگی کارشناسان تربیت کودک این است که با کودک‌تان صادق باشید. به‌عنوان مثال، این مادر می‌توانست به دخترش بگوید: «می‌فهمم که دلت نمی‌خواهد صبح زود بیدار شوی و تا خونه مادربزرگ، توی اتوبوس سرپا بایستی، من هم دوست ندارم سر کار بروم، اما مجبورم و چاره دیگری ندارم.» این روش باعث می‌شود او، احساس بهتری درباره صبح زود بیدار شدن و… داشته باشد.

۲٫تهدید کردن

یکی دیگر از اشتباهات رایجی که والدین مرتکب می‌شوند، تهدید کردن بچه‌هاست. به او نگویید «اگر دوباره زبانت را دربیاوری، تنبیه‌ات می‌کنم»؛ زیرا وقتی کودک را در چنین شرایطی قرار می‌دهید، علاقه او را برای لجبازی با خودتان، دوبرابر می‌کنید و مطمئن باشید او، کار بدش را تکرار خواهد کرد.

روش درست: تکرار جمله «اگر باز هم به خواهرت لگد بزنی، دیگه هیچ وقت نمی‌آییم پارک»، رفتار کودک شما را تغییر نمی‌دهد، بلکه باعث می‌شود فکر کند هنوز تا قبل از این‌که او را از محل بازی بیرون کنید، می‌تواند با چندتا لگد حسابی دیگر، خدمت خواهرش برسد. پس، بهتر است به او تذکر بدهید که اگر رفتارش را درست نکند، به خانه برمی‌گردید و در صورتی که آن را نادیده گرفت، بدون درنگ، به حرفی که زده‌اید، عمل کنید. این موضوع باعث می‌شود او، از جدیت شما مطمئن باشد.

۳٫ خراب کردن وجهه پدر ومادر توسط یکدیگر

پشت هم را خالی کردن مقابل خواسته‌های بچه‌ها، یکی دیگر از خطاهایی است که هر پدر و مادری ممکن است انجام دهند. به‌عنوان مثال، اگر پدر خانواده، شرط بستنی خوردن را تمیز کردن اتاق قرار داده، شما هم پیرو این شرط باشید و از روی دل‌سوزی، در صورتی که فرزندتان، اتاقش را مرتب نکرده، به او بستنی ندهید.

روش درست: متحد بودن پدر و مادر، یکی از مهم‌ترین مسایلی است که باید توسط والدین رعایت شود. ممکن است شما روش‌های مختلفی برای تربیت و تنبیه کردن فرزندتان داشته باشید و می‌توانید در مورد آن‌ها با یکدیگر صحبت کنید، اما هرگز سعی نکنید مقابل فرزندتان، تلاش دیگری را کم‌تر جلوه دهید.

۴٫ رشوه دادن

رشوه دادن به کودکان، آن هم وقتی باید وظیفه‌شان را انجام دهند، باعث می‌شود همیشه، از شما توقع جایزه داشته باشند. مادر یک دختر دو ساله، در این‌باره می‌گوید: «دختر من، هیچ وقت خوب غذا نمی‌خورد. به همین دلیل، یک بار به او پیشنهاد دادم که اگر غذایش را کامل بخورد، به او شکلات می‌دهم. از آن پس، او، هر بار پس از اتمام غذایش، از من انتظار شکلات یا آب‌نبات دارد.»

روش بهتر: گاهی کار خوب،  مستحق جایزه است، اما تشویق کردن بچه‌ها برای خوب رفتار کردن، بهتر از دادن وعده جایزه است. بهتر است به‌جای به کار بردن جمله «اگر امروز که رفتیم خانه خاله، پسر خوبی باشی، برایت اسباب‌بازی می‌خرم»، از جمله «من واقعا به تو افتخار می‌کنم که امروز، خانه خاله، پسر خوبی بودی و من را خوش‌حال کردی» استفاده کنید.

راه‌کارهای پیشنهادی ما

اگر فرزندتان، هنگام صحبت با شما، فریاد بزند و شما هم در مقابل، فریاد می‌زنید یا به او هشدار می‌دهید و عصبانی می‌شوید؟

همه اشتباه می‌کنند. به همین دلیل، خودتان را سرزنش نکنید و در مقابل، به فرزندتان بگویید از کاری که انجام داده‌اید یا حرفی که زده‌اید، پشیمان هستید و از این پس، قانون‌های جدید در خانه بگذارید.

حتی اگر شما فکر می‌کنید که روش تربیتی که داشته‌اید، باید به‌طور کل تغییر کند، در ابتدا، با دو قانون جدید شروع کنید و فرزندتان را با ۲۰ قانون جدید، غافل‌گیر نکنید.

برای فرزندتان، بیش‌تر از دو یا سه حق انتخاب نگذارید. به این ترتیب، می‌توانید همیشه او را در کنترل‌تان داشته باشید.

به خودتان و فرزندتان زمان دهید. تغییر یک رفتار بد، همیشه، زمان می‌خواهد.

فنری که گاهی درمی‌رود!

وقتی دختر خردسالم، از سفر جادویی به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برمی‌گردد، مثل فنری می‌شود که از جا در رفته؛ باید با همان تقلا، او را به زندگی برگردانیم. در این سفر جادویی، او هر کاری می‌خواهد، می‌تواند انجام دهد؛ حتی می‌تواند برای چندین ساعت غذا و خوراکی نخورد، کسی هم با قاشق دنبالش ندود. حالا من و همسرم را تصور کنید که باید با تلاش بسیار، او را دوباره به قوانین زندگی خودمان عادت دهیم.

این حرف‌های تکراری، دردسرهای همیشگی همه والدین است؛ چون همه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها فکر می‌کنند که بچه‌هایشان، با روش‌های تربیتی که در پیش گرفته‌اند، حتما نوه‌های عزیزتر از جان‌شان را می‌کُشند. این وسط، نوه‌ها، از موقعیت پیش آمده نهایت سوءاستفاده! را می‌کنند و حسابی، پنبه پدر و مادر را پیش پدربزرگ و مادربزرگ می‌زنند.

تنها راه والدین برای بهتر کردن اوضاع، نه درست کردن آن، حرف زدن است؛ آن هم با احترام، اما قاطعانه. ما هم همین راه  را در پیش گرفته‌ایم و هم‌چنان تلاش می‌کنیم تا  این دو جبهه! را به تعادل برسانیم. هیچ‌وقت از حرف زدن خسته نشوید؛ سرانجام، نتیجه خواهد داد.

 

منبع:bartarinha.ir

 

پرورش خلاقیت کودکان

تکنیک هایی ویژه برای پرورش خلاقیت

همان طور که خود خلاقیت و پرورش آن روش های متنوع و گوناگون دارد تعریف خود خلاقیت هم بسیار متنوع است و تا به حال تعریف های متفاوتی از آن شده است. اما در یک تعریف بهتر خلاقیت برای کودک را می توان به شکل های زیر تعریف کرد: 

۱- خلاقیت یعنی تولید یک ایده یا فکر، یعنی آفریدن و به وجود آوردن، یعنی کودک درباره یک وسیله یا پدیده مطلبی را بگوید که کودک دیگری آن را نگفته باشد یا نگاهی تازه به آن داشته باشد به فرض مثال درباره خورشید به جای آن بگوید خاتون طلایی به

به‌جای او بگوید برفی سپید یا واژه ها یا جمله های به این شکل .

 ۲- خلاقیت یعنی که کودک بتواند برای حل یک مساله یا مشکل راه حل بدهد نه یک راه حل، بلکه راه حل های زیاد- یعنی تولید زیادی ایده و فکرو راه حل و بعد بتواند از بین آن ها بهترین راه حل با کمک گرفتن از دیگران را انتخاب کند.

۳- البته تولید ایده یا فکر در یک کودک یا همان خلاقیت فقط یک مساله ای نیست که کودک با آن به دنیا آید، یعنی ارثی و ذاتی باشد بلکه قابل پرورش و  اکتسابی هست و با روش های می توان آن را پرورش داد.

 ۴- تصور عموم مردم بر آن هست که خلاقیت فقط مربوط به زمینه های دانش، اکتشاف یا اختراع هست یا زمینه های هنری- اما خلاقیت در همه زمینه های گوناگون مانند دانش، هنر، ادبیات، فرهنگ، طبیعت و مسائل گوناگون زندگی قابل پرورش هست

۵- خلاقیت و هوش با همدیگر یک مفهوم را ندارند به عنوان نمونه کودکی که باهوش هست ممکن خلاقیت نداشته باشد یا برعکس

روش های پرورش خلاقیت

روش های پرورش خلاقیت بسیار زیاد هستند و برای پرورش آن در کودکان باید هر یک از روش ها را با علاقه با آنها تمرین کرد.

۱- سیالی

یعنی این که برای کودک یک مساله یا یک موضوع طرح کنیم و کودک بتواند برای آن موضوع راه حل های بیشتری بگوید. سیالی یعنی روان بودن فکر که فکر را برای خلاقیت می توان پرورش داد.

تمرین برای سیالی:

۱- مثلاً به کودک بگویید با بطری های پلاستیکی نوشابه ای چه کارهای می توان انجام داد از کودک بخواهید که کاربردهای بیشتری بگوید تشویقش کنید. در ابتدا از او بخواهید ده استفاده از بطری ها بگویید بعد در مرتبه های بعد بیست کاربرد یا بیشتر. اصلا برای مواردی که کودک مطرح می کند کودک را مورد قضاوت قرار ندهید بلکه تشویفش کنید که استفاده های عجیب و غریب و دور از ذهن را هم مطرح کند.

۲- از کودک بپرسید که اگر یک روز اشکان یا یاسمن به مهد کودک نیامد علت آن چه می تواند باشد و از کودک بخواهید برای غیبت دوستان خود علت های بیشتری مطرح کند. ۳- به کودک بگویید که با مداد به غیر از نوشتن چه کارهای دیگر می توان انجام داد. آنها را یادداشت کنید و برای هر موردی که کودک می گوید او را تشویق کنید. مثلا مداد برای شکل ساختن، تکیه گاه برای گیاهان و گل ها برای هم زدن یک مایع و کاربردهای دیگر.

۲- انعطاف پذیری

یعنی این که کودک بتواند ایده های متنوع از یک موضوع مطرح کند و یک موضوع را نگاهی نو به آن داشته باشد.

تمرین برای انعطاف پذیری

۱- یک سیم مفتولی تهیه کنید و با کمک کودک آن را به شکل های مختلف در آورید مانند دایره بیضی، مثلث پروانه و… سعی کنید حداقل سی شکل مختلف با سیم مفتولی درست کنید، اگر کودک توانایی دارد سیم مفتولی را به او بدهید تا خود این کار را انجام دهد اما اگر توانایی حرکت دادن دست ها با سیم مفتولی را ندارد خود شکل های مختلف با آن بسازید و به کودک نشان دهد. ۲- یک دایره رسم کنید و از کودک بخواهید کنار دایره شکل های دیگر رسم کند و شکل های جدیدتری بسارد. مثلاً برای دایره بال بکشید و آن را به پروانه تبدیل کند هر چه تعداد شکل ها بیشتر باشد به پرورش خلاقیت کودک بیشتر کمک می کند. ۳- سعی کنید از راه های متفاوتی و مختلفی همراه با کودکی به منزل دوستان و آشنایان و حتی مهد کودک و مدرسه بروید.

۳- تشبیه

یکی دیگر از عوامل خلاقیت تشبیه است، تشبیه یعنی شبیه دانستن یک مورد به مورد دیگر برای پیدا کردن یک رابطه ی جدید مانند اینکه کودک از بشقاب یا در ظروف به جای فرمان اتومبیل استفاده کند. تشویق کودک به شبیه دانستن چیزها به یکدیگر سبب پرورش خلاقیت ادبی در کودک هم می شود همان گونه که در شعر و ادبیات هم نمونه های تشبیه آن دیده می شود مانند قد کمند، هلال ابرو.

تمرین های برای پرورش تشبیه

کودک بتواند دو یا چند فکر یا ایده را با هم ادغام کند و یک ایده یا فکر جدیدتر را به وجود آورد. مثلاً به کودک بگویید که اگر دو میوه را ترکیب کنیم چه شکلی می شود یا دو رنگ را با هم ترکیب کنیم چه می شود. با این مثال های ساده شروع کنید و به موارد پیچیده تر برسید. یعنی سن کودک را هم در طرح مثال ها در نظر بگیرید. اگر سن کودک بیشتر است مثلاً بگویید اگر پنکه و جارو برقی با هم ترکیب شوند چه شکلی می شود یا تلویزیون یا رایانه.

۱- به کودک بگویید موارد زیر شبیه چه چیزهای هستند برای هر مورد پنج ایده یا فکر بگوید:

 قلب؟ رود؟ حسادت؟ قطار؟ ابر؟ خودکار؟

۲- هر کدام از جملات زیر را به کار بردن تشبیه های کامل کند.

شکستنی مثل …..  سنگین مانند….  درخشان شبیه….  سفید مانند…..

۳- به کودک بگویید سعی کند بین کلمات زیر تا می تواند شباهت پیدا کند و موارد شباهت را ذکر کند رایانه * انسان معلم * چراغ باغ * فرش گل * درخت.

۴-بسط دادن

یعنی آن که یک کودک بتواند برای فکر یا ایده ی که دارد مطلب دیگری به آن اضافه کند و بتواند جزییات بیشتری از آن فکر یا ایده را بگویید. یعنی بتواند مطالب فرعی تر را هم به آن اضافه کند. مثلاً وقتی به کودک ماشین لباسشویی را نشان می دهید او بتواند علاوه بر دکمه های موجود در ماشین لباسشویی بتواند دکمه ها و کارهای تازه تری را برای ماشین لباسشویی ذکر کند، البته اگر بتواند کاربردهای جدیدتری بگویید به خلاقیت نزدیکتر شده است، البته شاید ابتدا این مهارت برای کودک سخت باشد اما با تمرین و پرسش و نشان دادن وسایل مختلف مثل تلویزیون، تلفن، جاروبرقی و… می توانید این مهارت را در کودک پرورش دهید.

تمرین های برای پرورش بسط دادن

۱- برای کودک داستانی را در حد دو سه خط تعریف کنید و از او بخواهید ادامه ی داستان را با جزییات بیشتری کامل کند مثلاً پرنده ای عجیب و غریب در حالی که روبانی سفید به پایش بسته بود در حیاط خانه سقوط کرد و باغچه افتاد… ادامه ی داستان را کودک تکمیل کند.

۲- به کودک بگویید می خواهیم یک شیرینی خانگی درست کنیم علاوه بر دارچین چه مواد دیگری می‌توانیم به شیرینی اضافه کنیم که تزیین آن زیباتر باشد و حتی از او بپرسید چگونه می توانیم شیرینی و کیک های خانگی را در بازار بفروشیم درباره جزییات آن با کودک صحبت کنید مثلاً آیا شیرینی ها را در جعبه با پاپیون بگذاریم؟ یا با آقای قناد صحبت کنیم؟ و حتی ایده های کودک را یادداشت کنید و او را تشویق کنید که صحبت کند و ایده و فکر بگویید.

۳- به کودک بگویید از زبان تلفن همراه مادر یا مامان یک داستان را تعریف کن. مثلاً تلفن می تواند چه حرف های برای گفتن داشته باشد؟ چه احساساتی دارد؟ غمگین یا شاد یا متعجب است؟ یا چه خاطراتی دارد؟ حتی در این باره یک نقاشی بکشد

۵- ترکیب

یعنی این که کودک بتواند دو یا چند فکر یا ایده را با هم ادغام کند و یک ایده یا فکر جدیدتر را به وجود آورد. مثلاً به کودک بگویید که اگر دو میوه را ترکیب کنیم چه شکلی می شود یا دو رنگ را با هم ترکیب کنیم چه می شود. با این مثال های ساده شروع کنید و به موارد پیچیده تر برسید. یعنی سن کودک را هم در طرح مثال ها در نظر بگیرید. اگر سن کودک بیشتر است مثلاً بگویید اگر پنکه و جارو برقی با هم ترکیب شوند چه شکلی می شود یا تلویزیون یا رایانه.

تمرین های برای پرورش مهارت ترکیب

 

۱- واژه های زیر برای کودک طرح کنید و به کودک بگویید که بین کلمه ها ارتباط برقرار کند یا اگر آنها را با هم ترکیب کند چه چیزی تولید می شود. *ماهی و کتاب *قایق و گلدان *انگور و نامه

 ۲- از کودک بپرسید اگر افراد زیر با هم همکاری کنند چه کارهای می توانند انجام دهند؛ * یک پزشک یا معلم * یک کوهنورد یا پزشک * یک پرستار یا یک باغبان .

 ۳- به کودک بگویید اگر یک کلم در اختیار داشته باشیم سه تا ماده غذایی دیگر که به آن اضافه کنیم چه غذاهای را می توان درست کرد؟ البته این مرحله را روی کاغذ انجام دهید. 

منبع: کودک ، شماره ۱۲۵، اعظم صالحی / کارشناس علوم تربیتی

شیوه هاى آموزش

شیوه هاى كهنه آموزش دشمن خلاقیت و كارآفرینى

تجربه نشان مى دهد كه براى پرورش انسان هاى كارآفرین باید مفاهیم مربوط به كارآفرینى به شكل پررنگى در كتاب هاى درسى گنجانده شود. مطالعات مربوط به گذشته ی كارآفرینان نشان مى دهد كه آنها از خانواده هایى كه ارزش خاصى براى استقلال و اتكاى به خود قائل هستند، بیرون مى آیند. مدتهاست كشورهاى پیشرفته به این نتیجه رسیده اند كه براى این كه نسل بزرگسال كارآفرینى پرورش دهند، باید آموزش كارآفرینى را از دوران كودكى و نوجوانى آغاز كنند. به این ترتیب كودكى كه با پول و كسب و كاردرست و شرافتمندانه آشنا مى شود، در آینده نیز انسانى خلاق خواهد بود.

ژاپن نخستین كشورى بود كه آموزش كارآفرینى را از مدرسه شروع كرد. به این ترتیب نوجوانان ژاپنى در دبیرستان هاى این كشور آموختند كه چگونه باید در حین تحصیل كار كنند و از كار خود سود به دست آورند. آنها به این ترتیب به جهش صنعتى كشورشان كمك كردند.

 

خانواده هایى كه كارآفرین پرورش مى دهند

برخى از كارشناسان فراتر از این مى روند و توصیه مى كنند كه آموزش كارآفرینى از سنین كودكى شروع شود چرا كه كارآفرینى از تجربیات زندگى در محدوده ی خانواده و فرهنگ سرچشمه مى گیرد.

یکی ازكارشناسان ارشد كارآفرینى مى گوید: «زمانى تصور مى شد افراد، كارآفرین به دنیا مى آیند چون خصوصیات آنها به قدرى نادر و به خصوص بود كه در هر جایى یافت نمى شد. در حالى كه امروزه شواهد كافى وجود دارد كه نشان مى دهد، صفات كارآفرینى مى تواند در نتیجه ی آموزش هاى دوران كودكى و استقلال و اتكا ء به خود و نیز در نتیجه ی ارزش هاى فرهنگى مرتبط با كار و صنعت پرورانده شود.

روان شناسان معتقدند كه ۵ سال اول زندگى اثر دائمى بر شخصیت فرد به جاى مى گذارد. در این دوران نوع رفتارها در خانه و خانواده بیشترین تأثیر را در شكل گیرى رفتار آینده كودك به عنوان فرد بالغ به جا مى گذارد.

براى مثال كودكانى كه مادران آنها پیوسته و همراه با محبت برایشان از طریق داستان،كتاب، اسباب بازى، بازى و گفت وگو ایجاد تحركات ذهنى اولیه مى كنند، در دوران مدرسه و دبیرستان همیشه نمره هاى خوبى مى آورند و در آینده به افرادى مطمئن، شاد، فعال، اجتماعى، از نظر احساسى مستحكم و از نظر ذهنى كنجكاو تبدیل مى شوند.

همچنین مطالعات مربوط به گذشته ی كارآفرینان نشان مى دهد كه آنها از خانواده هایى كه ارزش خاصى براى استقلال و اتكاى به خود قائل هستند، بیرون مى آیند. این كودكان در مواردى كه از خود استقلال، ابتكار و پشتكار نشان داده اند، تشویق شده و به خاطر آن جایزه گرفته اند و در صورت تنبلى و انجام تقاضاى بى جا به آنها پاداش داده نشده است. حتى برخى از كارآفرینان از خانواده هایى مى آیند كه ناپایدار و غیرمتحد بوده و با بحران هایى نظیر مرگ یكى از والدین، جدایى والدین، طغیان علیه والدین و اخراج از خانه مواجه بوده اند. این گونه كودكان تحت فشار قرار گرفته و در نتیجه چگونگى سیر كردن شكم و تصمیم گیرى را زودتر یاد گرفته اند.

خلاقیت با آزادى شكوفا مى شود

آلبرت انیشتین در خاطراتش مى گوید: «نظریه ی نسبیت نمى توانسته در دوران بزرگسالى من شكل گرفته باشد زیرا آدمى در بزرگسالى فرصتى براى اندیشیدن به فضا و زمان ندارد. اینها چیزهایى است كه وقتى كودك بودم به آنها فكر كرده ام.»

به این ترتیب پرورش خلاقیت كودكان تأثیر مهمى در آینده ی آنها دارد. بسیارى از كودكان تیزهوش اند ولى در بزرگسالى هرگز متناسب با هوش شان پیشرفت نمى كنند. این موضوع به نحوه ی آموزش و پرورش آنها برمى گردد.

دكتر معصومه رفیقى روان شناس كودكان مى گوید: «جان لاك مى گفت بچه ها طبیعت منفعلى دارند. با پاداش و تنبیه باید رفتار آنها را تقویت كرد. بعدها روسو گفت بچه طبیعتاً فعال است. خودش اكتشاف مى كند و اگر مانعى مقابلش ایجاد نشود، خلاق مى شود. الآن نظریه ی روسو غلبه دارد. به طور كلى سن ۵سالگى سن جهش سریع در خلاقیت است. خلاقیت هم در آزادى شكل مى گیرد. هر بچه اى به نوعى استعدادهاى خودش را نشان مى دهد. آزادى به خلاقیت امكان بروز مى دهد و محدودیت مانع بروز آن مى شود. بازدید از مكان هاى مختلف هم خلاقیت را تقویت مى كند. محیطى كه باید خانواده ها براى بروز خلاقیت ایجاد كنند محیطى است كه بچه ها آزادانه فكر كنند. همچنین خانواده ها باید براساس رشد و نیاز بچه، اسباب بازى در اختیارش قرار دهند. به قول «اولین شارپ» بازى تفكر كودك است. بچه ها در سنین پیش از دبستان با بازى آموزش مى بینند و با محیط اطرافشان مواجه مى شوند و تطبیق پیدا مى كنند.»

برگرفته از سایت تیبان

با كودكان لجباز چگونه رفتار كنيم؟

اگرچه والدين امروزي از نظر تحصيلات و اطلاعات در مقايسه با گذشته نمونه اند ولي هنوز پرسش هاي زيادي وجود دارد. وقتي بچه اي هميشه از سرويس مدرسه جامي ماند، يا هر چه دلش مي خواهد مي پوشد و گوشش به حرف كسي بدهكار نيست، شما به عنوان مادر يا پدر چه بايد بكنيد؟ راهكارهايي كه اينجا مطرح مي شود در مورد بعضي از بچه ها جواب مي دهد و در مورد بعضي ها هم نه. بعد از مطالعه مطلب از ميان راهكارها يكي را انتخاب كنيد و به مرحله عمل برسانيد البته با صبر و حوصله، و انتظار نداشته باشيد خيلي زود جواب بگيريد چه بسا روشهايي هستند كه در برابر آنها ابتدا كودك حالت تدافعي به خود مي گيرد و بدتر مي شود اما به مرور زمان به حالت عادي برمي گردد. مطمئن باشيد فقط فرزند شما مشكل ندارد بلكه همه بچه ها با والدين در روشهاي تربيتي مشكل دارند. با توجه به اينكه همه افراد يك جور نيستند و موقعيت ها نيز منحصر به فرد است پس براي حل مشكل يك راه حل قطعي و مستقل وجود نخواهد داشت.

گاهي شما به عنوان مادر يا پدر راه حلي بهتر از كارشناسان پيدا مي كنيد. جلوي كودكي كه در خيابان گريه مي كرد و مادرش دست او را مي كشيد و با خود مي برد ايستادم و گفتم: «ببخشيد، دخترتان چرا گريه مي كند؟!»

«به خدا ديگر خسته شدم. هر چه را كه مي بيند مي گويد برايم بخر. من چطوري به او بفهمانم كه پول ندارم.» خانم ديگري كه خود را صبوري معرفي مي كرد گفت: «من سعي مي كنم با بچه هايم زياد حرف بزنم و آنها هم خوب حرفهاي مرا مي فهمند و مشكل زيادي ندارم. البته هيچ بچه اي نيست كه مشكل نداشته باشد.»

 يادتان باشد مشكلات يك شبه حل نمي شود.

اگر كودكي كاري را تا به حال انجام نمي داد اما حالا يك بار حتي از روي اكراه انجام مي دهد او را خيلي تشويق كنيد زيرا اين نشانه يك پيشرفت واقعي است. به جاي مأيوس شدن از دست نيافتن به انتظارات زياد خود، از پيشرفت هاي كوچك و تدريجي كودكتان خوشحال باشيد. شما و همسرتان بايد در مورد مشكلتان صحبت كنيد و هر دو تصميم به اصلاح اخلاق فرزندتان بگيريد. اگر حرفي مي زنيد هر دو با هم توافق داشته باشيد، طبق تجربه، والدين خيلي زود خسته مي شوند و بچه ها اين را مي دانند. اگر والدين مقاوم نباشند بچه ها به خواسته هاي آنها احترام نمي گذارند و خود را موظف به انجام وظايف محوله نمي دانند.

سعي كنيد رفتار عمومي فرزندتان را با ديد مثبت نگاه كنيد. برخي رفتارهاي او از ديد شما آزاردهنده است. پس از همه رفتارهاي او ناراضي نباشيد. وقتي روي يك خصوصيت ناپسند او كار مي كنيد و در حال اصلاح آن هستيد به او اطمينان دهيد كه دوستش داريد. هرگز تحسين را در مورد كودكان، كم ارزش تلقي نكنيد. كودك در هر مرحله سني كه باشد تمايل شديدي دارد كه والدينش او را بپسندند. تربيت در نظر بعضي از والدين فقط تنبيه است ولي واژه تربيت درواقع به معناي تعليم و پرورش، شامل مجموعه اي از روشهاي مثبت و منفي است. تربيت صحيح آن است كه وقتي فرزند شما نيم نگاهي به شما مي اندازد تا مطمئن شود عملي كه انجام داده درست است يا غلط، به او توجه كنيد يا وقتي در حال تلفن زدن كودكتان مي خواهد مكالمه شما را قطع كند و با شما صحبت كند. تربيت صحيح آن است كه به او توجه نكنيد. اما اگر ديديد كه تصميم گرفت منتظر تمام شدن مكالمه شما شود، بهتر است به او توجه كنيد و نگاهي مهربان به او بيندازيد.

وقتي كودكي روي موضوع خاصي پافشاري دارد به او بگوييد كه قصد لجبازي دارد و شما به آن اهميت نمي دهيد. از آن دسته والديني نباشيم كه وقتي از كودكمان عمل خوبي سر زد آن را به سادگي و بديهي تلقي كنيم و هيچ واكنشي نشان ندهيم ولي برعكس هر وقت عمل بدي از او سر زد تمام اشتباهاتش را به رخ او بكشيم. انتقاد همراه با تشويق نتايج بهتري به بار مي آورد. كودك مي خواهد كه شما به او توجه كنيد. اگر ديدگاه شما منفي باشد او از راه هاي منفي به هدفش مي رسد اما اگر شما روي نكات مثبت تمركز كنيد در مقابل، رفتارهاي خوب بيشتري دريافت خواهيد كرد زيرا در اين حالت كودك با رفتارهاي مثبت سعي در جلب توجه شما خواهد داشت.

رفتار كودك را تحسين كنيد نه شخصيت او را. همچنان كه وقتي از او انتقاد مي كنيد شخصيت او را زير سؤال نبريد. به جاي اين كه به او بگوييم خيلي بچه بدي هستي مي توان گفت: «من از طرز حرف زدن تو خوشم نمي آيد.»

مؤثرترين راه براي آموزش رفتار خوب ، شكل دادن رفتار با تحسين است. اين روش تربيتي بايد به طور مداوم استفاده شود تا رضايت شما را از رفتارهاي جديد فرزندتان نشان دهد. خيلي خوب است يادداشتي از كارهاي روزانه كودك تهيه كنيد و در انتهاي روز اين يادداشت را به او نشان دهيد. اين كار روش خوبي براي صحبت كردن در مورد وقايع هر روز است و با اين كار هر دوي شما احساس خوبي خواهيد داشت.

هر چند وقت يك بار مخصوصاً در روزهايي كه يادداشت پر از كارهاي خوب مي شود او را تشويق كنيد يا هر چه كه دوست دارد برايش تهيه كنيد و عنوان كنيد كه اين جايزه كارهاي خوب است. اگر ديديد تعريف هاي شما را ناديده مي گيرد ولي بعداً در رفتار خود آن را تكرار مي كند دريابيد كه ستايش مؤثر بوده است. هميشه از يك شيوه براي انتقاد استفاده نكنيد مثلاً يك بار يادداشتي را در كيفش بگذاريد و از يك رفتار بدش شكايت كنيد.

يكي ديگر از راه هاي مؤثر در برطرف كردن رفتارهاي آزاردهنده ناديده گرفتن آنهاست. در اين روش احساس مي كنيد كه درواقع كاري براي بهبود وضعيت انجام نمي دهيد اما بعداً درمي يابيد كه با ناديده گرفتن، رفتار ناشايست ترك مي شود. برخي از والدين، اين روش را دوست دارند و مي توانند به طور مؤثري از آن استفاده كنند اما براي برخي به علت پايين بودن ظرفيتشان، اين روش فقط فشار رواني و تنش را زياد مي كند. اگر شما هم چنين احساسي داشتيد از اين راه صرفنظر كنيد. اگر تصميم گرفتيد كه در مورد يك رفتار از روش ناديده گرفتن سنجيده استفاده كنيد به هيچ وجه به آن واكنش نشان ندهيد. چه زباني و چه غيرزباني. وقتي كودك همان رفتار را انجام مي دهد با حركات صورت به او اشاره نكرده، حتي نگاهش نكنيد. وانمود كنيد كه متوجه او نيستيد. مي توانيد اتاق را ترك كنيد يا رويتان را به سمت ديگري برگردانيد تا وقتي كه او به عملش ادامه مي دهد شما نيز اين روش را ادامه دهيد. اين خود نوعي توجه است. به او لبخند نزنيد. زيرا اين عمل او را جسورتر مي كند . فقط آن قدر به كارتان مشغول شويد كه به نظر آيد به هيچ چيز در اطرافتان توجه نداريد.

گاهي مي توانيد در حضور كودك ديگر، از رفتار مثبت آن كودك ستايش كنيد. اين كار ممكن است به تقليد كودك شما از كودك خوش اخلاق بينجامد. سعي كنيد عصباني نشويد! زيرا عصبانيت به احساس بدي مي انجامد . به علاوه هيچگاه تسليم نشويد. اگر قبل از ناهار گفتيد كه خوراكي نمي دهم بايد صبر كني موقع ناهار شود و اگر او گريه و زاري سرداد اصلاً به او اهميت ندهيد و محكم بگوييد قبل از غذا خوراكي نمي دهم. هر چند كه او سماجت كند. اگر كوتاه بياييد كودك ياد مي گيرد كه با گريه حرفش را به كرسي بنشاند و ديگر براي حرفهاي شما اهميتي قائل نيست.