پرورش خلاقیت کودکان

تکنیک هایی ویژه برای پرورش خلاقیت

همان طور که خود خلاقیت و پرورش آن روش های متنوع و گوناگون دارد تعریف خود خلاقیت هم بسیار متنوع است و تا به حال تعریف های متفاوتی از آن شده است. اما در یک تعریف بهتر خلاقیت برای کودک را می توان به شکل های زیر تعریف کرد: 

۱- خلاقیت یعنی تولید یک ایده یا فکر، یعنی آفریدن و به وجود آوردن، یعنی کودک درباره یک وسیله یا پدیده مطلبی را بگوید که کودک دیگری آن را نگفته باشد یا نگاهی تازه به آن داشته باشد به فرض مثال درباره خورشید به جای آن بگوید خاتون طلایی به

به‌جای او بگوید برفی سپید یا واژه ها یا جمله های به این شکل .

 ۲- خلاقیت یعنی که کودک بتواند برای حل یک مساله یا مشکل راه حل بدهد نه یک راه حل، بلکه راه حل های زیاد- یعنی تولید زیادی ایده و فکرو راه حل و بعد بتواند از بین آن ها بهترین راه حل با کمک گرفتن از دیگران را انتخاب کند.

۳- البته تولید ایده یا فکر در یک کودک یا همان خلاقیت فقط یک مساله ای نیست که کودک با آن به دنیا آید، یعنی ارثی و ذاتی باشد بلکه قابل پرورش و  اکتسابی هست و با روش های می توان آن را پرورش داد.

 ۴- تصور عموم مردم بر آن هست که خلاقیت فقط مربوط به زمینه های دانش، اکتشاف یا اختراع هست یا زمینه های هنری- اما خلاقیت در همه زمینه های گوناگون مانند دانش، هنر، ادبیات، فرهنگ، طبیعت و مسائل گوناگون زندگی قابل پرورش هست

۵- خلاقیت و هوش با همدیگر یک مفهوم را ندارند به عنوان نمونه کودکی که باهوش هست ممکن خلاقیت نداشته باشد یا برعکس

روش های پرورش خلاقیت

روش های پرورش خلاقیت بسیار زیاد هستند و برای پرورش آن در کودکان باید هر یک از روش ها را با علاقه با آنها تمرین کرد.

۱- سیالی

یعنی این که برای کودک یک مساله یا یک موضوع طرح کنیم و کودک بتواند برای آن موضوع راه حل های بیشتری بگوید. سیالی یعنی روان بودن فکر که فکر را برای خلاقیت می توان پرورش داد.

تمرین برای سیالی:

۱- مثلاً به کودک بگویید با بطری های پلاستیکی نوشابه ای چه کارهای می توان انجام داد از کودک بخواهید که کاربردهای بیشتری بگوید تشویقش کنید. در ابتدا از او بخواهید ده استفاده از بطری ها بگویید بعد در مرتبه های بعد بیست کاربرد یا بیشتر. اصلا برای مواردی که کودک مطرح می کند کودک را مورد قضاوت قرار ندهید بلکه تشویفش کنید که استفاده های عجیب و غریب و دور از ذهن را هم مطرح کند.

۲- از کودک بپرسید که اگر یک روز اشکان یا یاسمن به مهد کودک نیامد علت آن چه می تواند باشد و از کودک بخواهید برای غیبت دوستان خود علت های بیشتری مطرح کند. ۳- به کودک بگویید که با مداد به غیر از نوشتن چه کارهای دیگر می توان انجام داد. آنها را یادداشت کنید و برای هر موردی که کودک می گوید او را تشویق کنید. مثلا مداد برای شکل ساختن، تکیه گاه برای گیاهان و گل ها برای هم زدن یک مایع و کاربردهای دیگر.

۲- انعطاف پذیری

یعنی این که کودک بتواند ایده های متنوع از یک موضوع مطرح کند و یک موضوع را نگاهی نو به آن داشته باشد.

تمرین برای انعطاف پذیری

۱- یک سیم مفتولی تهیه کنید و با کمک کودک آن را به شکل های مختلف در آورید مانند دایره بیضی، مثلث پروانه و… سعی کنید حداقل سی شکل مختلف با سیم مفتولی درست کنید، اگر کودک توانایی دارد سیم مفتولی را به او بدهید تا خود این کار را انجام دهد اما اگر توانایی حرکت دادن دست ها با سیم مفتولی را ندارد خود شکل های مختلف با آن بسازید و به کودک نشان دهد. ۲- یک دایره رسم کنید و از کودک بخواهید کنار دایره شکل های دیگر رسم کند و شکل های جدیدتری بسارد. مثلاً برای دایره بال بکشید و آن را به پروانه تبدیل کند هر چه تعداد شکل ها بیشتر باشد به پرورش خلاقیت کودک بیشتر کمک می کند. ۳- سعی کنید از راه های متفاوتی و مختلفی همراه با کودکی به منزل دوستان و آشنایان و حتی مهد کودک و مدرسه بروید.

۳- تشبیه

یکی دیگر از عوامل خلاقیت تشبیه است، تشبیه یعنی شبیه دانستن یک مورد به مورد دیگر برای پیدا کردن یک رابطه ی جدید مانند اینکه کودک از بشقاب یا در ظروف به جای فرمان اتومبیل استفاده کند. تشویق کودک به شبیه دانستن چیزها به یکدیگر سبب پرورش خلاقیت ادبی در کودک هم می شود همان گونه که در شعر و ادبیات هم نمونه های تشبیه آن دیده می شود مانند قد کمند، هلال ابرو.

تمرین های برای پرورش تشبیه

کودک بتواند دو یا چند فکر یا ایده را با هم ادغام کند و یک ایده یا فکر جدیدتر را به وجود آورد. مثلاً به کودک بگویید که اگر دو میوه را ترکیب کنیم چه شکلی می شود یا دو رنگ را با هم ترکیب کنیم چه می شود. با این مثال های ساده شروع کنید و به موارد پیچیده تر برسید. یعنی سن کودک را هم در طرح مثال ها در نظر بگیرید. اگر سن کودک بیشتر است مثلاً بگویید اگر پنکه و جارو برقی با هم ترکیب شوند چه شکلی می شود یا تلویزیون یا رایانه.

۱- به کودک بگویید موارد زیر شبیه چه چیزهای هستند برای هر مورد پنج ایده یا فکر بگوید:

 قلب؟ رود؟ حسادت؟ قطار؟ ابر؟ خودکار؟

۲- هر کدام از جملات زیر را به کار بردن تشبیه های کامل کند.

شکستنی مثل …..  سنگین مانند….  درخشان شبیه….  سفید مانند…..

۳- به کودک بگویید سعی کند بین کلمات زیر تا می تواند شباهت پیدا کند و موارد شباهت را ذکر کند رایانه * انسان معلم * چراغ باغ * فرش گل * درخت.

۴-بسط دادن

یعنی آن که یک کودک بتواند برای فکر یا ایده ی که دارد مطلب دیگری به آن اضافه کند و بتواند جزییات بیشتری از آن فکر یا ایده را بگویید. یعنی بتواند مطالب فرعی تر را هم به آن اضافه کند. مثلاً وقتی به کودک ماشین لباسشویی را نشان می دهید او بتواند علاوه بر دکمه های موجود در ماشین لباسشویی بتواند دکمه ها و کارهای تازه تری را برای ماشین لباسشویی ذکر کند، البته اگر بتواند کاربردهای جدیدتری بگویید به خلاقیت نزدیکتر شده است، البته شاید ابتدا این مهارت برای کودک سخت باشد اما با تمرین و پرسش و نشان دادن وسایل مختلف مثل تلویزیون، تلفن، جاروبرقی و… می توانید این مهارت را در کودک پرورش دهید.

تمرین های برای پرورش بسط دادن

۱- برای کودک داستانی را در حد دو سه خط تعریف کنید و از او بخواهید ادامه ی داستان را با جزییات بیشتری کامل کند مثلاً پرنده ای عجیب و غریب در حالی که روبانی سفید به پایش بسته بود در حیاط خانه سقوط کرد و باغچه افتاد… ادامه ی داستان را کودک تکمیل کند.

۲- به کودک بگویید می خواهیم یک شیرینی خانگی درست کنیم علاوه بر دارچین چه مواد دیگری می‌توانیم به شیرینی اضافه کنیم که تزیین آن زیباتر باشد و حتی از او بپرسید چگونه می توانیم شیرینی و کیک های خانگی را در بازار بفروشیم درباره جزییات آن با کودک صحبت کنید مثلاً آیا شیرینی ها را در جعبه با پاپیون بگذاریم؟ یا با آقای قناد صحبت کنیم؟ و حتی ایده های کودک را یادداشت کنید و او را تشویق کنید که صحبت کند و ایده و فکر بگویید.

۳- به کودک بگویید از زبان تلفن همراه مادر یا مامان یک داستان را تعریف کن. مثلاً تلفن می تواند چه حرف های برای گفتن داشته باشد؟ چه احساساتی دارد؟ غمگین یا شاد یا متعجب است؟ یا چه خاطراتی دارد؟ حتی در این باره یک نقاشی بکشد

۵- ترکیب

یعنی این که کودک بتواند دو یا چند فکر یا ایده را با هم ادغام کند و یک ایده یا فکر جدیدتر را به وجود آورد. مثلاً به کودک بگویید که اگر دو میوه را ترکیب کنیم چه شکلی می شود یا دو رنگ را با هم ترکیب کنیم چه می شود. با این مثال های ساده شروع کنید و به موارد پیچیده تر برسید. یعنی سن کودک را هم در طرح مثال ها در نظر بگیرید. اگر سن کودک بیشتر است مثلاً بگویید اگر پنکه و جارو برقی با هم ترکیب شوند چه شکلی می شود یا تلویزیون یا رایانه.

تمرین های برای پرورش مهارت ترکیب

 

۱- واژه های زیر برای کودک طرح کنید و به کودک بگویید که بین کلمه ها ارتباط برقرار کند یا اگر آنها را با هم ترکیب کند چه چیزی تولید می شود. *ماهی و کتاب *قایق و گلدان *انگور و نامه

 ۲- از کودک بپرسید اگر افراد زیر با هم همکاری کنند چه کارهای می توانند انجام دهند؛ * یک پزشک یا معلم * یک کوهنورد یا پزشک * یک پرستار یا یک باغبان .

 ۳- به کودک بگویید اگر یک کلم در اختیار داشته باشیم سه تا ماده غذایی دیگر که به آن اضافه کنیم چه غذاهای را می توان درست کرد؟ البته این مرحله را روی کاغذ انجام دهید. 

منبع: کودک ، شماره ۱۲۵، اعظم صالحی / کارشناس علوم تربیتی

شیوه هاى آموزش

شیوه هاى كهنه آموزش دشمن خلاقیت و كارآفرینى

تجربه نشان مى دهد كه براى پرورش انسان هاى كارآفرین باید مفاهیم مربوط به كارآفرینى به شكل پررنگى در كتاب هاى درسى گنجانده شود. مطالعات مربوط به گذشته ی كارآفرینان نشان مى دهد كه آنها از خانواده هایى كه ارزش خاصى براى استقلال و اتكاى به خود قائل هستند، بیرون مى آیند. مدتهاست كشورهاى پیشرفته به این نتیجه رسیده اند كه براى این كه نسل بزرگسال كارآفرینى پرورش دهند، باید آموزش كارآفرینى را از دوران كودكى و نوجوانى آغاز كنند. به این ترتیب كودكى كه با پول و كسب و كاردرست و شرافتمندانه آشنا مى شود، در آینده نیز انسانى خلاق خواهد بود.

ژاپن نخستین كشورى بود كه آموزش كارآفرینى را از مدرسه شروع كرد. به این ترتیب نوجوانان ژاپنى در دبیرستان هاى این كشور آموختند كه چگونه باید در حین تحصیل كار كنند و از كار خود سود به دست آورند. آنها به این ترتیب به جهش صنعتى كشورشان كمك كردند.

 

خانواده هایى كه كارآفرین پرورش مى دهند

برخى از كارشناسان فراتر از این مى روند و توصیه مى كنند كه آموزش كارآفرینى از سنین كودكى شروع شود چرا كه كارآفرینى از تجربیات زندگى در محدوده ی خانواده و فرهنگ سرچشمه مى گیرد.

یکی ازكارشناسان ارشد كارآفرینى مى گوید: «زمانى تصور مى شد افراد، كارآفرین به دنیا مى آیند چون خصوصیات آنها به قدرى نادر و به خصوص بود كه در هر جایى یافت نمى شد. در حالى كه امروزه شواهد كافى وجود دارد كه نشان مى دهد، صفات كارآفرینى مى تواند در نتیجه ی آموزش هاى دوران كودكى و استقلال و اتكا ء به خود و نیز در نتیجه ی ارزش هاى فرهنگى مرتبط با كار و صنعت پرورانده شود.

روان شناسان معتقدند كه ۵ سال اول زندگى اثر دائمى بر شخصیت فرد به جاى مى گذارد. در این دوران نوع رفتارها در خانه و خانواده بیشترین تأثیر را در شكل گیرى رفتار آینده كودك به عنوان فرد بالغ به جا مى گذارد.

براى مثال كودكانى كه مادران آنها پیوسته و همراه با محبت برایشان از طریق داستان،كتاب، اسباب بازى، بازى و گفت وگو ایجاد تحركات ذهنى اولیه مى كنند، در دوران مدرسه و دبیرستان همیشه نمره هاى خوبى مى آورند و در آینده به افرادى مطمئن، شاد، فعال، اجتماعى، از نظر احساسى مستحكم و از نظر ذهنى كنجكاو تبدیل مى شوند.

همچنین مطالعات مربوط به گذشته ی كارآفرینان نشان مى دهد كه آنها از خانواده هایى كه ارزش خاصى براى استقلال و اتكاى به خود قائل هستند، بیرون مى آیند. این كودكان در مواردى كه از خود استقلال، ابتكار و پشتكار نشان داده اند، تشویق شده و به خاطر آن جایزه گرفته اند و در صورت تنبلى و انجام تقاضاى بى جا به آنها پاداش داده نشده است. حتى برخى از كارآفرینان از خانواده هایى مى آیند كه ناپایدار و غیرمتحد بوده و با بحران هایى نظیر مرگ یكى از والدین، جدایى والدین، طغیان علیه والدین و اخراج از خانه مواجه بوده اند. این گونه كودكان تحت فشار قرار گرفته و در نتیجه چگونگى سیر كردن شكم و تصمیم گیرى را زودتر یاد گرفته اند.

خلاقیت با آزادى شكوفا مى شود

آلبرت انیشتین در خاطراتش مى گوید: «نظریه ی نسبیت نمى توانسته در دوران بزرگسالى من شكل گرفته باشد زیرا آدمى در بزرگسالى فرصتى براى اندیشیدن به فضا و زمان ندارد. اینها چیزهایى است كه وقتى كودك بودم به آنها فكر كرده ام.»

به این ترتیب پرورش خلاقیت كودكان تأثیر مهمى در آینده ی آنها دارد. بسیارى از كودكان تیزهوش اند ولى در بزرگسالى هرگز متناسب با هوش شان پیشرفت نمى كنند. این موضوع به نحوه ی آموزش و پرورش آنها برمى گردد.

دكتر معصومه رفیقى روان شناس كودكان مى گوید: «جان لاك مى گفت بچه ها طبیعت منفعلى دارند. با پاداش و تنبیه باید رفتار آنها را تقویت كرد. بعدها روسو گفت بچه طبیعتاً فعال است. خودش اكتشاف مى كند و اگر مانعى مقابلش ایجاد نشود، خلاق مى شود. الآن نظریه ی روسو غلبه دارد. به طور كلى سن ۵سالگى سن جهش سریع در خلاقیت است. خلاقیت هم در آزادى شكل مى گیرد. هر بچه اى به نوعى استعدادهاى خودش را نشان مى دهد. آزادى به خلاقیت امكان بروز مى دهد و محدودیت مانع بروز آن مى شود. بازدید از مكان هاى مختلف هم خلاقیت را تقویت مى كند. محیطى كه باید خانواده ها براى بروز خلاقیت ایجاد كنند محیطى است كه بچه ها آزادانه فكر كنند. همچنین خانواده ها باید براساس رشد و نیاز بچه، اسباب بازى در اختیارش قرار دهند. به قول «اولین شارپ» بازى تفكر كودك است. بچه ها در سنین پیش از دبستان با بازى آموزش مى بینند و با محیط اطرافشان مواجه مى شوند و تطبیق پیدا مى كنند.»

برگرفته از سایت تیبان

تأثیر بازی های رایانه ای بر شخصیت کودکان

نخستین گروهی که کودک بعد از خانواده در پیش رو دارد گروههای بازی دوران کودکی است که از این طریق کودک احساس تعلق به گروه و عضویت در آن را دارد. از خصوصیات کودکان، فعال بودن، خوشحالی، خیالپردازی، شلوغ کردن و پرسشگر بودن را می توان نام برد. اسپنسر می گوید: هدف عمده بازی، تخلیه نیروی اضافی بدن است که کودکان با لگد زدن، جیغ کشیدن، کشتی گرفتن و غیره انرژی اضافی را به مصرف می رسانند. بازی، برای کودکان خوشایند بوده و احتیاجی به تشویق ندارند بلکه ذاتا آن را دوست داشته زیرا محرک در بازی خیلی قوی بوده و حالت شادی و آزادی را به دنبال دارد.

در بازی ها باید مراقب بود که بر فضای بازی کودکان پستی و رذالت و شیطنت و خیانت، حکمفرما نشود و عفت و صداقت و امانت و عطوفت و صفا و برادری و خواهری و عفو و گذشت حاکم گردد.

نقش بازی های رایانه ای:

این پدیده جدید دانش بشری تقریبا در همه شئون زندگی انسان راه یافته است و مانند دیگر ساخته های دست بشر، دو رو دارد. یک روی آن استفاده صحیح در کارها و کمک به رشد و سعادت انسان است. روی دیگر آن استفاده غلط است که معمولاً در غیر موارد علمی و شغلی از آن استفاده می شود. آنچه بیشتر کودکان و نوجوانان را شیفته خود می کند بازی های رایانه ای است. پیشرفت کیفیتی این بازی ها به فاصله کوتاهی در ایران رواج یافته و بازار اسباب بازی و لوازم سمعی و بصری را به تسخیر خود درآورده است.

عاملی که بر تعداد طرفداران این بازی ها افزوده، قیمت مناسب آنها برای مصرف کننده است علاوه بر این چون کودکان و نوجوانان خود اجرا می کنند و در بطن بازی هستند برای آنها بسیار جذاب است. این بازی ها با استفاده از تصاویر پرتحرک و صداهای مهیج دنیایی از هیجان را به این انسان های تشنه جنب و جوش ارزانی می کند و همین جاذبه روح و جسم آنان را مطیع خود می سازد و به عالمی از تخیلات می برد که خود را محور و قهرمان اصلی ماجرا می پندارند.

بطور کلی می توان مزایای بازی های رایانه ای را اینگونه خلاصه کرد:

۱ـ باعث هماهنگی چشم و دست و پرورش عضلات ظریف کودک می شود.

۲ـ به کودکان کمک می کند تا مهارت هایی را تمرین کند.

۳ـ یادگیری را آسان و توجه بچه ها را جلب می کند.

۴ـ مفاهیم و مبانی ریاضیات را با کمک شکل های کودکانه آموزش می دهد.

۵ ـ با رایانه هر چند بار که بخواهد، می تواند موضوعی را ببیند و مرور کند.

۶ـ کودک بدون کثیف کردن لباس ها و اطراف می تواند به راحتی نقاشی بکشد و رنگ ها را عوض کند. مثلاً اگر از رنگ سبز لباس نقاشی اش خوشش نیامد به رایانه می گوید رنگ قرمز کن و رنگ قرمز رضایت او را فراهم نکرد رنگ آبی و غیره.

۷ـ رایانه برنامه های متنوعی دارد که به کودکان امکان می دهد تا نقاشی ها یا داستان هایی را خلق کنند و یا بازی هایی هستند که آنها را به تاریخ یا جغرافیا علاقمند می کند.

۸ ـ بازی های رایانه ای بچه ها را وارد دنیایی می کنند که کنترلش در دست آنهاست و به همین دلیل آنها از این بازی ها لذت می برند.

در کنار این مزایا بازی های رایانه ای معایبی دارند که ذیلاً به آنها اشاره می شود:

الف) آسیب های جسمانی:

به دلیل خیره شدن مداوم به صحنه نمایش رایانه، چشمان فرد به شدت تحت فشار نور قرار می گیرد و دچار عوارض می گردد. مشاهدات نشان می دهد که نوجوانان چنان غرق بازی می شوند که توجه نمی کنند تا چه حد از لحاظ بینایی و ذهنی بر خود فشار می آورند. به دلیل اینکه کودک در یک وضعیت ثابت تا ساعت ها می نشیند، ستون فقرات و استخوان بندی او دچار مشکل می شود. همچنین احساس سوزش و سفت شدن گردن، کتف ها و مچ دست از دگر عوارض کار نسبتا ثابت و طولانی مدت با رایانه است. پوست در معرض مداوم اشعه هایی قرار می گیرد که از صفحه رایانه پخش می شود. ایجاد تهوع و سرگیجه خصوصا در کودکان و نوجوانانی که زمینه صرع دارند، از دگر عوارض بازی های رایانه ای است.

ب) آسیب های روانی شامل:

۱ـ کاهش روابط خانوادگی؛

با توجه به اینکه زندگی در کشور ما نیز به طرف ماشینی شدن پیش می رود و در بعضی خانواده ها زن و مرد شاغل هستند و یا بعضی از مردان بیش از یک شغل دارند خود به خود روابط عاطفی و در کنار هم بودن خانواده کمتر شده و عده زیادی از این وضع و وجود تلویزیون به عنوان جعبه جادویی که باعث سرد شدن روابط خانوادگی شده ناراضی هستند و حالا نیز جعبه جادویی دیگری با جاذبه سحرآمیزتری به نام رایانه اضافه بر این وضعیت شده و مشکلات را دوچندان کرده است.

۲ـ تقویت حس پرخاشگری؛

مهم ترین مشخصه بازی های رایانه ای حالت جنگی اکثر آنها می باشد و اینکه فرد باید برای رسیدن به مرحله بعدی بازی با نیروهای به اصطلاح دشمن بجنگد، استمرار چنین بازی هایی کودک را پرخاشگر و ستیزه جو بار می آورد.

خشونت مهم ترین معرکه ای است که در طراحی جدیدترین و جذاب ترین بازی های کامپیوتری به حد افراط از آن استفاده می شود، چهره های معروف هالیود که در فرهنگ ما انسان ها ضد ارزش و غیر اخلاقی هستند، در این بازی ها به صورت قهرمان های شکست ناپذیر جلوه نمایی می کنند.

۳ـ افت تحصیلی؛

به دلیل جاذبه ای که این بازی ها دارد، بچه ها وقت و انرژی زیادی را صرف بازی با آن می کنند، حتی بعضی از کودکان صبح، زودتر از وقت معمول بیدار می شوند تا قبل از مدرسه رفتن کمی بازی کنند و وقت های تلف شده را هم بدین صورت جبران می کنند.

۴ـ گوشه گیری و منزوی بودن؛

کودکانی که به طور مداوم با این بازی ها درگیرند درونگرا می شوند، در جامعه، منزوی و در برقراری ارتباط با دیگران ناتوان می گردند. روحیه انزواطلبی باعث می شود که کودک از گروه همسالان جدا شود که این خود سرآغازی برای بروز ناهنجاری دیگر است.

۵ـ کندی ذهن؛

در این بازی ها به دلیل این که کودک و نوجوان با ساختنی ها و برنامه های دیگران به بازی می پردازد و کمتر قدرت دخل و تصرف در آنها پیدا می کند اعتماد به نفس او در برابر ساختنی ها و پیشرفت دیگران متزلزل می شود. تصور بیشتر خانواده ها این است که در بازی های رایانه ای فرد در بازی مداخله فکری مداوم دارد اما این مداخله فکری نیست بلکه این بازی ها سلول های مغزی را گول می زنند و از نظر حرکتی نیز فقط چند انگشت کودک را حرکت می دهند. ما هرچه در این مسیر حرکت کنیم و بازی ها را گسترش دهیم، انسان هایی را تحویل جامعه خواهیم داد که سرخورده، افسرده، غیر متحرک و غیر سازنده هستند و خوداتکایی آنها بسیار کم خواهد بود و ابتکار عمل نخواهند داشت. در حالی که برای جامعه، نیاز به انسان هایی خلاق، مبتکر و متفکر داریم.